X
تبلیغات
امپراطور

امپراطور

درباره ی امپراطوری

عرق بی خیالی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 22:24  توسط محسن _فرید  | 

امپراطور

 hl`vhx,v
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 20:23  توسط محسن _فرید  | 

امپراطور گوگوریو

پادشاه یوری

پادشاه یوری (۱۹ قبل از میلاد – ۱۸ میلادی) دومین فرمانروای گوگوریو، شمالی ترین در میان سه امپراطوری کره ، و بزرگترین پسر پادشاه جومونگ، موسس امپراطوری گوگوریو بود. برخلاف بسیاری از فرمانروایان کهن کره، سرگذشت زندگی او که در کتاب سامگوک ساگی ثبت شده است، بسیار مشهور می‌باشد.
سابقه
یوری پسر پادشاه جومونگ، موسس امپراطوری گوگوریو [...]

مطالعه متن کامل : پادشاه یوری

زندگینامه شاه جومونگ

پادشاه دانگمیونگ (متولد ۳۷-۱۹ قبل از میلاد ) یا به طور کامل دانگمیونگ سئونگ وانگ که با اسم زمان تولدش جومونگ نیز معروف است، موسس امپراتوری گوگوریو می‌باشد. گوگوریو در میان سه امپراطوری کره، شمالی‌ترین آنها محسوب می‌شد. درلوح سنگی گوانگائتو از او با نام چومووانگ به معنی پادشاه چومو و در ۲ کتاب تاریخی [...]

مطالعه متن کامل : زندگینامه شاه جومونگ

امپراطوری بویو

بویو (به کره‌ای: 부여) یک کشور کهن ‌ای در بخش‌هایی از منچوری و کره شمالی کنونی بود. پادشاهی بویو در سده دوم پیش از میلاد پس از سقوط حکومت چوسان قدیم شکل گرفت و تا ۴۹۴ میلادی به حیات خود ادامه داد. بویو در این سال توسط کشور همسایه و هم‌خون خود گوگوریو فتح شد.
بویو [...]

مطالعه متن کامل : امپراطوری بویو

امپراطوری گوگوریو

امپراطوری گوگوریو یکی از امپراطوری‌های بزرگ در تاریخ کشور کره جنوبی است. موسس این سلسلهٔ گوگوریو پادشاه جومونگ است. ژنرال جومونگ فرزند هه موسو و بانو یوهوا می‌باشد. هرچند که به عقیدهٔ برخی جومونگ فرزند یوهوا و امپراطور گیوم وا امپراطور بویو می‌باشد. جومونگ در دانگ بویو متولد شد و در آن جا بزرگ [...]

مطالعه متن کامل : امپراطوری گوگوریو

افسانه پادشاه جومونگ

تاریخ و تمدن کره باستان > امپراطوری گوگوریو > پادشاهان گوگوریو > جومونگ > زندگی جومونگ
افسانه جومونگ در ژانر حماسی رزمی آمیخته از حماسه و نبردهای رزمی، عشق، تاریخ و فرهنگ کره است. امپراتوری گوجوسون به واسطه امپراتور هان در چین سقوط می کند. پرنس جومونگ شخصیت اصلی داستان با این که اختلافاتی با برادرش [...]

مطالعه متن کامل : افسانه پادشاه جومونگ
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 15:28  توسط محسن _فرید  | 

نخست وزیر سائو‌ سائو، از امپراتور شیان جوان می‌خواهد تا وارد جنگ با لیو بی و سون چوان که آنها را تهدیدی برای امپراتوری هان می‌داند شود. او موفق به جلب نظر امپراتور شده و فرماندهی ارتش امپراتوری را بر عهده می‌گیرد. ارتش او به آرامی سرزمین‌های جنوبی را اشغال می‌کنند و لیوبی و ۱۰۰ هزار نفر از مردمی که نمی‌خواهند زیر فرمان سائو سائو دربیایند دست   به مهاجرت می‌زنند. با این وجود سائو سائو به آنها رسیده و نبرد چانگ‌بان شکل می‌گیرد. جانگ فى، برادر قسم خوردهٔ لیو بی  با گروه کوچکی از سربازان و با استفاده از سپرهای صیقلی موفق به تاباندن نور خورشید در چشم سپاه دشمن و متوقف کردن آنها شده تا مردم عادی فرصت بیشتری برای فرار داشته باشند. با این وجود همسران لیو بی و پسر تازه متولد شده‌اش         لیو شان در حلقهٔ محاصرهٔ دشمن گیر افتاده‌اند و جائو یون برای نجات آنها می‌رود، اما تنها موفق به نجات نوزاد می‌شود. جوگه لیانگ، مشاور ارشد لیو بی از گوان یو، دیگر برادر قسم‌خوردهٔ لیو بی می‌خواهد که به کمک جانگ فی رود. گوان یو شجاعانه افراد دشمن را عقب نگاه می‌دارد تا آخرین گروه مردم نیز موفق به فرار شوند ولی خودش محاصره می‌شود. سربازان سعی می‌کنند او را به زانو درآورند ولی در برابر قدرت گوان یو کاری از پیش نمی‌برند. او نیزهٔ خود را به سمت سائو سائو پرتاب می‌کند که        در چند سانتیمتری گردن او قرار می‌گیرد. سائو سائو میگذارد که او برود و در برابر اعتراض همراهانش می‌گوید که گوان یو        اگر می‌خواست می‌توانست او را بکشد.

پس از نبرد، جوگه لیانگ به سرزمین وو می‌رود و از فرمانروا سون چیان می‌خواهد تا با لیو بی متحد شود اما او می‌گوید که     نیاز به تفکر بيشترى دارد. در این زمان جوگه لیانگ با جو یو، فرمانده ارتش و نایب‌السلطنه کشور وو که سخت مشغول آموزش   لشکر خود است آشنا می‌شود و در‌می‌یابد که او نیز موافق جنگ با سائو سائو است. سون چیان نیز سرانجام با اعلام حمایت خود از لیو بی با او متحد شده و کشور وو نیز وارد جنگ علیه سائو سائو می‌شود.

لشگر سائو سائو از راه رودخانه و خشکی به سوی سرزمین وو در حرکت است و جوگه لیانگ و جو یو با اتخاذ یک استراتژی جنگی قدیمی، موفق به شکست سپاه او در خشکی می‌شوند. خبر به سائو سائو می‌رسد ولی او بدون اینکه ناامید        شود، نیروی عظیم دریایی خود را در مسیر رود یانگ‌تسه به سمت صخره سرخ می‌راند. جوگه لیانگ و جو یو که در پی     برگزاری    جشن پیروزی و درگیری پیش ‌آمده در آن بیم دارند که شاید روزی دو کشور دشمن هم گردند، از استراتژی خود در مقابله با نیروی دریایی سائو سائو سخن می‌گویند. جوگه لیانگ، کبوتر تعلیم دیده‌ای را به سمت سپاه دشمن می‌فرستد و موفق به پیدا کردن نقطه ضعفی در آرایش آن می‌شود. قسمت اول فیلم با نمایش جو یو برای دیگر فرماندهان و طرح نبرد صخرهٔ      سرخ با به اتش کشیدن کشتی های مدل و حرکت آنها بر روی نقشهٔ چیده شده بر اساس آرایش سپاه دشمن به پایان   می‌رسد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 20:38  توسط محسن _فرید  | 

امپراطوری چین

تمدن های نخستین چینی

نخستین تمدن های چین در حاشیهٔ رودهای یانگ تسه و رود زرد شکل گرفت. یافته‌های مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد، نشان می‌دهد که انسان هایی در دره یانگ تسه ساکن شده و به کشاورزی پرداخته اند. آنها آبادی هایی را پدید آوردند و برنج کاری را توسعه دادند. اما در دره رود زرد { خوانگ خه } ارزن کاشته می‌شد. زیرا هوای شمال چین برای کشت برنج بسیار سرد بود. در این منطقه فرهنگی سر بر آورد که آن را به افتخار روستایی از استان خی نن ، فرهنگ یانگ شائو نامیده اند - زیرا در سال ۱۹۲۱ میلادی ، بقایای سکونت انسانها در این منطقه به دست آمد. دوران اوج و شکوفایی این فرهنگ بین سالهای ۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد بود. در اواسط قرن بیستم، باستان شناسان روستای ۶۰۰۰ ساله بانپو را از زیر خاک بیرون آوردند. در این منطقه، پایه‌های تعداد زیادی ساختمان، محل های روشن کردن آتش، انبار های مواد غذایی، ظروف سفالی و چندین گور حاوی اسکلت شناسایی شد. وجود ساختمان عمومی مدوری که خانه‌های مسکونی در اطراف آن قرار داشتند نیز حاکی از آن بود که زندگی گروهی-اجتماعی سازمان یافته‌ای در این منطقه وجود داشته است.طغیان های عظیم دو رود یانگ تسه و خوانگ خه، تمدن های باستانی چین را از بین برد.

 سیل بزرگ

در حدود میانه قرن بیست و سوم پیش از میلاد، نبیره امپراتور زرد به نام یائو در شانزده سالگی به سلطنت نشست. یائو نیز، مانند نیای پر آوازه اش، به سبب فرمانروایی توام با خردمندی و مهربانی از عشق و احترام مردم برخوردار شد. ام بعدها، در دوران سلطنت یائو، سیل و طوفان آن سرزمین را ویران کردو سبب آشفتگی شد و خطر فروپاشی امپراتوری را پیش آورد. یائو گزارش های مثبتی در مورد مردی به نام شوین شنیده بود و او را راضی کرد که دستیارش باشد. سپس قرار شد به طور همزمان دو امپراتور وجود داشته باشد. اما در واقع یائو امپراتور اصلی بود.

سلطنت امپراتور شوین

همین که شوین به امپراتوری منصوب شد، به سرعت مشکلات مربوط به مهار سیل را حل کرد و به نقاطی که بیش از همه آسیب دیده بود، سفر کرد تا از نزدیک نتایج کار را ببیند. او به این نتیجه رسید که روش هایی که سرمهندس یائو، گون، به کار می بست نامناسب است. وقتی گون حاظر نشد روش های تازه‌ای را بیازماید، شوین او را برکنار و یو، پسر گون، را به عنوان مهندس جدید انتخاب کرد. یو با چنان اراده و عزم این کار را پی گرفت که تنها چند سال بعد، سیلاب تحت کنترل درآمد. سلسلهٔ شیا ، نخستین امپراتوری چین را{ یو } پایه گذاری کرد. یو امپراتوری افسانه‌ای بود که بر سیلاب ها فرمان می‌راند. برای مدتی در زمان { شیانگ } یکی از امپراتوران شیا، جنگ داخلی کشور را فرا گرفت. آخرین امپراتور شیا، { جی } نام داشت. او ظلم و ستم زیادی به مردم می‌کرد و سرانجام حکومت شیا به دست یک کشاورز شورشی به نام { تانگ } از بین رفت.

سلسله تانگ

سلسله تانگ از سال ۱۷۶۶ تا ۱۱۲۲ پیش از میلاد حکومت می‌کرد. این دوران، عصر برنز نام داشت. در این امپراتوری، شهرها داخل حصارهایی بلند قرار داشتند و از نوعی خط هم استفاده می‌شد. آثار هنری برنزی این دوره سبب شهرت آن فرهنگ شده است. پادشاهان تانگ ، بر منطقه پهناور شمال چین حکومت می‌کردند.پایتخت این سلسله، شهر { یین } بود.

 قربانی کردن انسانها

در آغاز قرن بیستم، در حفاری های شهر آن یانگ، بقایای شهر یین، کشف شد. آرامگاه یازده تن از دوازده فرمانروای شانگ، در این منطقه قرار دارد. اجساد این فرمانروایان را درون تابوت های چوبی لاک خورده به خاک سپرده بودند. هر گور تا ۱۲ متر عمق داشت. زیر تابوت ها، دیگ های بزرگ برنزی و بقایای ارابه‌هایی کشف شد که به اسکلت اسب ها و انسانها متصل بودند. سنت قربانی کردن اطرافیان پادشاه پس از مرگ { وی } که از اخلاف شانگ بود، منسوخ شد.

 سلسله جو

وو، رئیس قبیله جو، در سال ۱۱۲۲ پیش از میلاد، هنگامی که ارتش شانگ برای یک نبرد، خارج از پایتخت بود، به یین حمله کرد و امپراتور شانگ را شکست داد.سر انجام امپراتور شانگ در آتش خودکشی کرد. سلسله جو تا سال ۲۲۱ پیش از میلاد و بیش از هر سلسله دیگری بر چین حکومت کرد. مشکل وو شاه اعضای فراری خاندان شانگ بود که ارتشی را تشکیل داده بودند و خواهان احیای سلسله شانگ بودند. پس از مرگ وو شاه ، برادرش ملقب به فرماندار جو ، نایب السلطنه چانگ وانگ ، پسر وو شد. فرماندار جو توانست ارتش شانگ را شکست دهد و فرماندهان آنها را دستگیر کند.

دوران آشوب

در این دوران از سال ۷۲۲ تا ۴۸۱ پیش از میلاد، چین در ۵۰۰ سال گرفتار جنگهایی سلطه جویانه بود. این جنگ ها اغلب در حاشیه رود زرد رخ می‌دادند. تا سال ۴۰۳ پیش از میلاد، حدود ۱۰۰ حکومت در چین به وجود آمد.


 کنفسیوس

کانگ فو یا استاد کانگ که بعد ها در غرب با نام کنفسیوس شناخته شد، در استان شاندونگ در شرق چین ، به دنیا آمد.او چند سالی را در دربار شاندونگ گذراند سپس وطنش را ترک کرد و ۱۳ سال را در شمال چین به سرگردانی گذراند.کنفوسیوس دوران آغازین جو را عصر طلایی می‌دانست که هماهنگی های اجتماعی در آن به حد کمال رسیده بود. کنفوسیوس در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، در سن ۷۲ سالگی درگذشت.

سلسلهٔ چین

با وجود اقتدار آغازین، سلسله جو به تدریج ضعیف شد. سرزمین چین هر روز به واحدهای کوچک سیاسی تجزیه می‌شد. در دوره { بهار و پاییز } از سال ۷۲۲ تا ۴۸۱ پیش از میلاد، بیش از ۱۷۰ دولت خودمختار در چین به وجود آمدند. در دوره { دولت های درگیر } از سال ۴۰۳ تا ۲۲۱ پیش از میلاد، نیز فقط هشت یا نه دولت بزرگ وجود داشتند. سرانجام، دولت { چین } که هر روز قدرتمندتر می‌شد، دولت های دیگر را مغلوب کرد و بر آنها مسلط شد. نام سرزمین چین از نام همین سلسله گرفته شده است. در سال ۲۴۶ پیش از میلاد، پادشاه نه ساله چین، چنگ بر تخت نشست. او با حمایت مشاوران برجسته اش، خود را فرمانده ارتش نامید و دولت های پراکنده را یکی پس از دیگری مغلوب کرد. او در سال ۲۲۱ پیش از میلاد، حکومتی مرکزی تاسیس کرد و خود را نخستین خاقان چین نامید. او پس از دو حادثه ننگ آور شهرت بدی یافت. این امپراتور دستور داد که تعداد بسیار زیادی از کتاب های تاریخی و همین طور آثار کنفسیوس رادر آتش بسوزانند. تاریخ چین می بایست به خواست او، از زمان تاجگذاریش به بعد نوشته می‌شد. همچنین شی هوانگ دی، دستور داد ۴۶۰ نفر از دانشمندانی را که در برابر کتابسوزی مقاومت کرده بودند، در دره‌ای بیرون از شهر، زنده به گور کنند.


اقدامات شی هوانگ دی

شی هوانگ دی دستور داد که در سرتاسر قلمروش با خطی واحد که شامل ۳۰۰۰ نشانه بود نگارش شود. بدین ترتیب، در سراسر چین کتیبه‌های یادبود و سنگ نوشته‌هایی با خط واحد ساخته شد. همین کتیبه‌ها و نشانه‌ها اساس خط امروزی چین را پدید آورده اند. امپراتور برای سرتاسر سرزمین چین، مقررات لازم الاجرایی وضع کرد. به دستور او، واحد پول، واحد های اندازگیری طول و وزن و حتی اندازه پهنای وسایل نقلیه یکسان شد. شی هوانگ دی در پایتخت خود، شین یانگ، مستقر شد که در نزدیکی شیان، در استان شان شی بود. امپراتور فرمان داد جاده‌هایی بسازند که همه بخش های کشور را به پایتخت متصل کنند. این جاده مستقیم ۵۰ متر عرض و ۹۰۰ کیلومتر درازا داشته و به طرف شمال تا مرکز دشت مغولستان پیش می‌رفته است.

 مرگ شی هوانگ دی

شی هوانگ دی در سال ۲۱۰ پیش از میلاد در سفری اکتشافی درگذشت. مرگ او را ابتدا مخفی نگه داشتند، به طوری حتی همراهان امپراتور نیز متوجه مرگ او نشدند. صفوف ملازمان و خادمان همراه با جسد امپراتور از سراسر چین گذشتند. تابستان گرمی بود و جسد کم کم داشت می پوسید. به همین دلیل دوستان و آشنایان نزدیک امپراتور ارابه‌ای را پر از ماهی گندیده کردند و همراه خود به راه انداختند تا بوی آنها، بوی تعفن جسد را بپوشاند. پس از دو ماه، مراسم خاکسپاری نخستین امپراتور چین در پایتخت و با چنان شکوهی برگزار شد که تا آن زمان سابقه نداشت. کارکنان سیاهپوش دربار و جنگجویان مسلح کنار ورودی دروازه شرقی آرامگاه ایستادند. هدایت مشایعت کنندگان بر عهده راهبی بود که باید ارواح و شیاطین را از آنجا دور می‌کرد. تابوت چوبی را در عمق ۵۰ متری قرار دادند. در این قسمت نیز، راهبانی به انتظار ایستاده بودند تا مراسم خاکسپاری را اجرا کنند. سوماچین مورخ نوشته است :( بعد از آنکه نخستین امپراتور در گور جای گرفت و فضای داخل مقبره مسدود شد، دروازه‌های بیرونی و میانی را مهر و موم کردند.


 دیوار چین

نخستین امپراتور دستور داد دیوار بزرگ را بسازند تا او بتواند امپراتوریش را از تجاوز بیابان نشینان شمالی حفظ کند. برای این منظور، او حصار ها و خاکریز های دفاعی عریض را به صورت قلعه‌ای یکپارچه در آورد که حدود ۶۰۰۰ کیلومتر امتداد داشت و مرز های شمالی و شرقی چین را در بر داشت.برج های دیوار، پایگاه‌هایی نظامی بودند که انبارهای مهمات و محل سکونت سربازان در آنها قرار داشت. از داخل برج ها می‌توانستند با کمک آتش، دود یاعلامت های صوتی خاصی، اخبار مهم را تا فاصله‌ای دور مخابره کنند.

فروپاشی سلسلهٔ چین

بعد از مرگ شی هوانگ دی، آشوب و ناآرامی سراسر کشور را فرا گرفت.زی پینگ آخرین شاه سلسلهٔ چین، از کشاورزی به نام { لیوبانگ } رهبر شورشیان، شکست خورد و با پیروزی لیوبانگ عصر تازه‌ای در تاریخ چین آغاز گشت.


 سلسلهٔ هان

لیوبانگ نام { هان گائو زو } را برای خود برگزید. او ۷ سال سلطنت کرد. پس از وی، پسرش { هودی } بر تخت سلطنت نشست. اما در آن زمان قدرت اصلی در دست { لیوجی } امپراتریس لیو بانگ بود. او جمعآ ۱۶ سال سلطنت کرد. در آن زمان حکومت هان دوران آغازین و طلایی خود را می‌گذراند. پس از هو دی ، ون دی بر تخت سلطنت نشست. او مالیات ها را کاهش داد و هان دوران شکوفایی خود را آغاز کرد. پسرش جینگ، امپراتوری هان را به اوج عظمت خود رساند. حکومت ون و جینگ، یکی از شکوفاترین اعصار چین برای هنر، توسعه روابط دوستانه و رفاه اجتماعی بود. سلسله هان در دوره ۵۳ ساله { وو دی } از سال ۱۴۱ تا ۸۷ پیش از میلاد به اوج عظمت خود رسید. در این دوره چینی ها به آسیای مرکزی هجوم بردند و حتی به کره و اندونزی رسیدند. اساس چنین رفاه و توسعه ای، مبادلات فرهنگی و تجاری با کشور های آسیایی و هند بود. در همین دوره، جاده‌ای برای رفت و آمد کاروان ها ساخته شد که به جاده ابریشم معروف است.

جاده ابریشم

جاده ابریشم حدود ۱۳۰۰۰ کیلومتر طول داشت و از چانگ آن، پایتخت سلسله هان، تا سمرقند کشیده شده بود. این جاده به طرف دریای خزر امتداد می‌یافت و از تبریز و بغداد و دمشق و سواحل مدیترانه می گذشت. در سال ۱۱۵ پیش از میلاد، یکی از فرمانبرداران چینی {وو دی } امپراتور چین، به غرب فرستاده شد. چینی ها نخستین بار اخبار مربوط به تمدن های خارج از چین را از او شنیدند.

 فروپاشی امپراتوری هان غربی

هنگامی که دوران عظمت هان به پایان رسید، شخصی به نام { وانگ مانگ} بر ضد حکومت شورش کرد. او در سال ۸ میلادی سلطنت را از آن خود کرد و با این اتفاق، دوران امپراتوری هان غربی پایان یافت و تا ۱۷ سال بعد حکومت { شین } بر چین حکومت می‌کرد.

 امپراتوری هان شرقی

{ لیو شیو } با کمک ارتش لولین ، قدرت را در سال ۲۵ میلادی تصاحب کرد و وانگ مانگ را شکست داد. او سلسله هان شرقی را تاسیس کرد و نام خود را به { گوان وو دی } تغییر داد و شهر { لویان } را پایتخت خود قرار داد. در دوران هان شرقی پیشرفت علم و دانش و رفاه از سلسله هان غربی هم بیشتر شد. در این دوران کاغذ برای اولین بار به وجود آمد. اولین دستگاه زلزله نگاری در این دوران به وجود آمد و برای اولین بار در تاریخ جهان، { هوا توا } پزشکی بود که از بی حسی برای عمل جراحی استفاده کرد.

 فروپاشی سلسله هان شرقی

در اواخر سلطنت هان شرقی، شورش های متعدد دهقانی، حکومت را فلج کرده بود. حتی ارتش امپراتوری هم،قادر به سرکوب شورشیان نبود. سرانجام، آخرین امپراتور هان شرقی، از مقام خود کناره گیری کرد و با استعفای او سلسله هان شرقی و دوران چین باستان به پایان رسید.

 همچنین ببنید


 منبع

  • کتاب تمدن چین باستانتمدن های نخستین چینی

    نخستین تمدن های چین در حاشیهٔ رودهای یانگ تسه و رود زرد شکل گرفت. یافته‌های مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد، نشان می‌دهد که انسان هایی در دره یانگ تسه ساکن شده و به کشاورزی پرداخته اند. آنها آبادی هایی را پدید آوردند و برنج کاری را توسعه دادند. اما در دره رود زرد { خوانگ خه } ارزن کاشته می‌شد. زیرا هوای شمال چین برای کشت برنج بسیار سرد بود. در این منطقه فرهنگی سر بر آورد که آن را به افتخار روستایی از استان خی نن ، فرهنگ یانگ شائو نامیده اند - زیرا در سال ۱۹۲۱ میلادی ، بقایای سکونت انسانها در این منطقه به دست آمد. دوران اوج و شکوفایی این فرهنگ بین سالهای ۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد بود. در اواسط قرن بیستم، باستان شناسان روستای ۶۰۰۰ ساله بانپو را از زیر خاک بیرون آوردند. در این منطقه، پایه‌های تعداد زیادی ساختمان، محل های روشن کردن آتش، انبار های مواد غذایی، ظروف سفالی و چندین گور حاوی اسکلت شناسایی شد. وجود ساختمان عمومی مدوری که خانه‌های مسکونی در اطراف آن قرار داشتند نیز حاکی از آن بود که زندگی گروهی-اجتماعی سازمان یافته‌ای در این منطقه وجود داشته است.طغیان های عظیم دو رود یانگ تسه و خوانگ خه، تمدن های باستانی چین را از بین برد.

     سیل بزرگ

    در حدود میانه قرن بیست و سوم پیش از میلاد، نبیره امپراتور زرد به نام یائو در شانزده سالگی به سلطنت نشست. یائو نیز، مانند نیای پر آوازه اش، به سبب فرمانروایی توام با خردمندی و مهربانی از عشق و احترام مردم برخوردار شد. ام بعدها، در دوران سلطنت یائو، سیل و طوفان آن سرزمین را ویران کردو سبب آشفتگی شد و خطر فروپاشی امپراتوری را پیش آورد. یائو گزارش های مثبتی در مورد مردی به نام شوین شنیده بود و او را راضی کرد که دستیارش باشد. سپس قرار شد به طور همزمان دو امپراتور وجود داشته باشد. اما در واقع یائو امپراتور اصلی بود.

     سلطنت امپراتور شوین

    همین که شوین به امپراتوری منصوب شد، به سرعت مشکلات مربوط به مهار سیل را حل کرد و به نقاطی که بیش از همه آسیب دیده بود، سفر کرد تا از نزدیک نتایج کار را ببیند. او به این نتیجه رسید که روش هایی که سرمهندس یائو، گون، به کار می بست نامناسب است. وقتی گون حاظر نشد روش های تازه‌ای را بیازماید، شوین او را برکنار و یو، پسر گون، را به عنوان مهندس جدید انتخاب کرد. یو با چنان اراده و عزم این کار را پی گرفت که تنها چند سال بعد، سیلاب تحت کنترل درآمد. سلسلهٔ شیا ، نخستین امپراتوری چین را{ یو } پایه گذاری کرد. یو امپراتوری افسانه‌ای بود که بر سیلاب ها فرمان می‌راند. برای مدتی در زمان { شیانگ } یکی از امپراتوران شیا، جنگ داخلی کشور را فرا گرفت. آخرین امپراتور شیا، { جی } نام داشت. او ظلم و ستم زیادی به مردم می‌کرد و سرانجام حکومت شیا به دست یک کشاورز شورشی به نام { تانگ } از بین رفت.

     سلسله تانگ

    سلسله تانگ از سال ۱۷۶۶ تا ۱۱۲۲ پیش از میلاد حکومت می‌کرد. این دوران، عصر برنز نام داشت. در این امپراتوری، شهرها داخل حصارهایی بلند قرار داشتند و از نوعی خط هم استفاده می‌شد. آثار هنری برنزی این دوره سبب شهرت آن فرهنگ شده است. پادشاهان تانگ ، بر منطقه پهناور شمال چین حکومت می‌کردند.پایتخت این سلسله، شهر { یین } بود.

     قربانی کردن انسانها

    در آغاز قرن بیستم، در حفاری های شهر آن یانگ، بقایای شهر یین، کشف شد. آرامگاه یازده تن از دوازده فرمانروای شانگ، در این منطقه قرار دارد. اجساد این فرمانروایان را درون تابوت های چوبی لاک خورده به خاک سپرده بودند. هر گور تا ۱۲ متر عمق داشت. زیر تابوت ها، دیگ های بزرگ برنزی و بقایای ارابه‌هایی کشف شد که به اسکلت اسب ها و انسانها متصل بودند. سنت قربانی کردن اطرافیان پادشاه پس از مرگ { وی } که از اخلاف شانگ بود، منسوخ شد.

     سلسله جو

    وو، رئیس قبیله جو، در سال ۱۱۲۲ پیش از میلاد، هنگامی که ارتش شانگ برای یک نبرد، خارج از پایتخت بود، به یین حمله کرد و امپراتور شانگ را شکست داد.سر انجام امپراتور شانگ در آتش خودکشی کرد. سلسله جو تا سال ۲۲۱ پیش از میلاد و بیش از هر سلسله دیگری بر چین حکومت کرد. مشکل وو شاه اعضای فراری خاندان شانگ بود که ارتشی را تشکیل داده بودند و خواهان احیای سلسله شانگ بودند. پس از مرگ وو شاه ، برادرش ملقب به فرماندار جو ، نایب السلطنه چانگ وانگ ، پسر وو شد. فرماندار جو توانست ارتش شانگ را شکست دهد و فرماندهان آنها را دستگیر کند.

     دوران آشوب

    در این دوران از سال ۷۲۲ تا ۴۸۱ پیش از میلاد، چین در ۵۰۰ سال گرفتار جنگهایی سلطه جویانه بود. این جنگ ها اغلب در حاشیه رود زرد رخ می‌دادند. تا سال ۴۰۳ پیش از میلاد، حدود ۱۰۰ حکومت در چین به وجود آمد.


     کنفسیوس

    کانگ فو یا استاد کانگ که بعد ها در غرب با نام کنفسیوس شناخته شد، در استان شاندونگ در شرق چین ، به دنیا آمد.او چند سالی را در دربار شاندونگ گذراند سپس وطنش را ترک کرد و ۱۳ سال را در شمال چین به سرگردانی گذراند.کنفوسیوس دوران آغازین جو را عصر طلایی می‌دانست که هماهنگی های اجتماعی در آن به حد کمال رسیده بود. کنفوسیوس در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، در سن ۷۲ سالگی درگذشت.

     سلسلهٔ چین

    با وجود اقتدار آغازین، سلسله جو به تدریج ضعیف شد. سرزمین چین هر روز به واحدهای کوچک سیاسی تجزیه می‌شد. در دوره { بهار و پاییز } از سال ۷۲۲ تا ۴۸۱ پیش از میلاد، بیش از ۱۷۰ دولت خودمختار در چین به وجود آمدند. در دوره { دولت های درگیر } از سال ۴۰۳ تا ۲۲۱ پیش از میلاد، نیز فقط هشت یا نه دولت بزرگ وجود داشتند. سرانجام، دولت { چین } که هر روز قدرتمندتر می‌شد، دولت های دیگر را مغلوب کرد و بر آنها مسلط شد. نام سرزمین چین از نام همین سلسله گرفته شده است. در سال ۲۴۶ پیش از میلاد، پادشاه نه ساله چین، چنگ بر تخت نشست. او با حمایت مشاوران برجسته اش، خود را فرمانده ارتش نامید و دولت های پراکنده را یکی پس از دیگری مغلوب کرد. او در سال ۲۲۱ پیش از میلاد، حکومتی مرکزی تاسیس کرد و خود را نخستین خاقان چین نامید. او پس از دو حادثه ننگ آور شهرت بدی یافت. این امپراتور دستور داد که تعداد بسیار زیادی از کتاب های تاریخی و همین طور آثار کنفسیوس رادر آتش بسوزانند. تاریخ چین می بایست به خواست او، از زمان تاجگذاریش به بعد نوشته می‌شد. همچنین شی هوانگ دی، دستور داد ۴۶۰ نفر از دانشمندانی را که در برابر کتابسوزی مقاومت کرده بودند، در دره‌ای بیرون از شهر، زنده به گور کنند.


    اقدامات شی هوانگ دی

    شی هوانگ دی دستور داد که در سرتاسر قلمروش با خطی واحد که شامل ۳۰۰۰ نشانه بود نگارش شود. بدین ترتیب، در سراسر چین کتیبه‌های یادبود و سنگ نوشته‌هایی با خط واحد ساخته شد. همین کتیبه‌ها و نشانه‌ها اساس خط امروزی چین را پدید آورده اند. امپراتور برای سرتاسر سرزمین چین، مقررات لازم الاجرایی وضع کرد. به دستور او، واحد پول، واحد های اندازگیری طول و وزن و حتی اندازه پهنای وسایل نقلیه یکسان شد. شی هوانگ دی در پایتخت خود، شین یانگ، مستقر شد که در نزدیکی شیان، در استان شان شی بود. امپراتور فرمان داد جاده‌هایی بسازند که همه بخش های کشور را به پایتخت متصل کنند. این جاده مستقیم ۵۰ متر عرض و ۹۰۰ کیلومتر درازا داشته و به طرف شمال تا مرکز دشت مغولستان پیش می‌رفته است.

     مرگ شی هوانگ دی

    شی هوانگ دی در سال ۲۱۰ پیش از میلاد در سفری اکتشافی درگذشت. مرگ او را ابتدا مخفی نگه داشتند، به طوری حتی همراهان امپراتور نیز متوجه مرگ او نشدند. صفوف ملازمان و خادمان همراه با جسد امپراتور از سراسر چین گذشتند. تابستان گرمی بود و جسد کم کم داشت می پوسید. به همین دلیل دوستان و آشنایان نزدیک امپراتور ارابه‌ای را پر از ماهی گندیده کردند و همراه خود به راه انداختند تا بوی آنها، بوی تعفن جسد را بپوشاند. پس از دو ماه، مراسم خاکسپاری نخستین امپراتور چین در پایتخت و با چنان شکوهی برگزار شد که تا آن زمان سابقه نداشت. کارکنان سیاهپوش دربار و جنگجویان مسلح کنار ورودی دروازه شرقی آرامگاه ایستادند. هدایت مشایعت کنندگان بر عهده راهبی بود که باید ارواح و شیاطین را از آنجا دور می‌کرد. تابوت چوبی را در عمق ۵۰ متری قرار دادند. در این قسمت نیز، راهبانی به انتظار ایستاده بودند تا مراسم خاکسپاری را اجرا کنند. سوماچین مورخ نوشته است :( بعد از آنکه نخستین امپراتور در گور جای گرفت و فضای داخل مقبره مسدود شد، دروازه‌های بیرونی و میانی را مهر و موم کردند.


     دیوار چین

    نخستین امپراتور دستور داد دیوار بزرگ را بسازند تا او بتواند امپراتوریش را از تجاوز بیابان نشینان شمالی حفظ کند. برای این منظور، او حصار ها و خاکریز های دفاعی عریض را به صورت قلعه‌ای یکپارچه در آورد که حدود ۶۰۰۰ کیلومتر امتداد داشت و مرز های شمالی و شرقی چین را در بر داشت.برج های دیوار، پایگاه‌هایی نظامی بودند که انبارهای مهمات و محل سکونت سربازان در آنها قرار داشت. از داخل برج ها می‌توانستند با کمک آتش، دود یاعلامت های صوتی خاصی، اخبار مهم را تا فاصله‌ای دور مخابره کنند.

     فروپاشی سلسلهٔ چین

    بعد از مرگ شی هوانگ دی، آشوب و ناآرامی سراسر کشور را فرا گرفت.زی پینگ آخرین شاه سلسلهٔ چین، از کشاورزی به نام { لیوبانگ } رهبر شورشیان، شکست خورد و با پیروزی لیوبانگ عصر تازه‌ای در تاریخ چین آغاز گشت.


     سلسلهٔ هان

    لیوبانگ نام { هان گائو زو } را برای خود برگزید. او ۷ سال سلطنت کرد. پس از وی، پسرش { هودی } بر تخت سلطنت نشست. اما در آن زمان قدرت اصلی در دست { لیوجی } امپراتریس لیو بانگ بود. او جمعآ ۱۶ سال سلطنت کرد. در آن زمان حکومت هان دوران آغازین و طلایی خود را می‌گذراند. پس از هو دی ، ون دی بر تخت سلطنت نشست. او مالیات ها را کاهش داد و هان دوران شکوفایی خود را آغاز کرد. پسرش جینگ، امپراتوری هان را به اوج عظمت خود رساند. حکومت ون و جینگ، یکی از شکوفاترین اعصار چین برای هنر، توسعه روابط دوستانه و رفاه اجتماعی بود. سلسله هان در دوره ۵۳ ساله { وو دی } از سال ۱۴۱ تا ۸۷ پیش از میلاد به اوج عظمت خود رسید. در این دوره چینی ها به آسیای مرکزی هجوم بردند و حتی به کره و اندونزی رسیدند. اساس چنین رفاه و توسعه ای، مبادلات فرهنگی و تجاری با کشور های آسیایی و هند بود. در همین دوره، جاده‌ای برای رفت و آمد کاروان ها ساخته شد که به جاده ابریشم معروف است.

     جاده ابریشم

    جاده ابریشم حدود ۱۳۰۰۰ کیلومتر طول داشت و از چانگ آن، پایتخت سلسله هان، تا سمرقند کشیده شده بود. این جاده به طرف دریای خزر امتداد می‌یافت و از تبریز و بغداد و دمشق و سواحل مدیترانه می گذشت. در سال ۱۱۵ پیش از میلاد، یکی از فرمانبرداران چینی {وو دی } امپراتور چین، به غرب فرستاده شد. چینی ها نخستین بار اخبار مربوط به تمدن های خارج از چین را از او شنیدند.

     فروپاشی امپراتوری هان غربی

    هنگامی که دوران عظمت هان به پایان رسید، شخصی به نام { وانگ مانگ} بر ضد حکومت شورش کرد. او در سال ۸ میلادی سلطنت را از آن خود کرد و با این اتفاق، دوران امپراتوری هان غربی پایان یافت و تا ۱۷ سال بعد حکومت { شین } بر چین حکومت می‌کرد.

    امپراتوری هان شرقی

    { لیو شیو } با کمک ارتش لولین ، قدرت را در سال ۲۵ میلادی تصاحب کرد و وانگ مانگ را شکست داد. او سلسله هان شرقی را تاسیس کرد و نام خود را به { گوان وو دی } تغییر داد و شهر { لویان } را پایتخت خود قرار داد. در دوران هان شرقی پیشرفت علم و دانش و رفاه از سلسله هان غربی هم بیشتر شد. در این دوران کاغذ برای اولین بار به وجود آمد. اولین دستگاه زلزله نگاری در این دوران به وجود آمد و برای اولین بار در تاریخ جهان، { هوا توا } پزشکی بود که از بی حسی برای عمل جراحی استفاده کرد.

    فروپاشی سلسله هان شرقی

    در اواخر سلطنت هان شرقی، شورش های متعدد دهقانی، حکومت را فلج کرده بود. حتی ارتش امپراتوری هم،قادر به سرکوب شورشیان نبود. سرانجام، آخرین امپراتور هان شرقی، از مقام خود کناره گیری کرد و با استعفای او سلسله هان شرقی و دوران چین باستان به پایان رسید.

     همچنین ببنید


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 19:1  توسط محسن _فرید  | 

امپراطور گوموا

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18:31  توسط محسن _فرید  |